چکیده
در قرآن کریم، جمله «فَاقْرَءُوا مَا تَيَسَّرَ مِنَ الْقُرْآنِ» که در همان آیه شریفه به صورت: «فَاقْرَءُوا مَا تَيَسَّرَ مِنْهُ» تکرار شده است؛ اینگونه ترجمه شده است:«بنابراین آنچه را از قرآن برای شما میسر است بخوانید». آنچه غالبا به ذهن خواننده این ترجمه می آید اینست که مراد خدای متعال، کمیت خواندن قرآن است. در این مقاله، می خواهیم این ترجمه را نقد کنیم و ادعا کنیم که مراد از «مَا تَيَسَّرَ» کیفیت خاصی از قرائت قرآن است، و آن یعنی قرائت آنچه از قرآن که توسط معصومین علیهم السلام تفسیر و تبیین شده است.
مفاهیم کلیدی
تیسُّر، تیسیر، ذکر، قرائت قرآن
مقدمه
آیه 20 از سوره مبارکه المزمل، تخصیصی بر آیات 2 و 3 آن سوره است. بعد از اینکه خدای متعال امر فرمود که ای پیامبر! «قُمِ اللَّيْلَ إِلَّا قَلِيلًا» ؛ یعنی شب را جز اندکی [که ویژه استراحت است، برای عبادت] برخیز، برای مدت زیادی (حدود یک سال) حضرت ص، به نماز شب پرداخت به قسمی که پاهای او متورم شده بود. سپس این قسمت از آیه «فَاقْرَؤُا ما تَیسَّرَ مِنْهُ» نازل شد[1]. و این سنت را حتی امیر المومنین علیه السلام و بعضی از صحابه مثل ابوذر رحمة الله علیه، دنبال کردند.
إِنَّ رَبَّكَ يَعْلَمُ أَنَّكَ تَقُومُ أَدْنَى مِنْ ثُلُثَيِ اللَّيْلِ وَنِصْفَهُ وَثُلُثَهُ وَطَائِفَةٌ مِنَ الَّذِينَ مَعَكَ وَاللَّهُ يُقَدِّرُ اللَّيْلَ وَالنَّهَارَ عَلِمَ أَنْ لَنْ تُحْصُوهُ فَتَابَ عَلَيْكُمْ فَاقْرَءُوا مَا تَيَسَّرَ مِنَ الْقُرْآنِ عَلِمَ أَنْ سَيَكُونُ مِنْكُمْ مَرْضَى وَآخَرُونَ يَضْرِبُونَ فِي الْأَرْضِ يَبْتَغُونَ مِنْ فَضْلِ اللَّهِ وَآخَرُونَ يُقَاتِلُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ فَاقْرَءُوا مَا تَيَسَّرَ مِنْهُ وَأَقِيمُوا الصَّلَاةَ وَآتُوا الزَّكَاةَ وَأَقْرِضُوا اللَّهَ قَرْضًا حَسَنًا وَمَا تُقَدِّمُوا لِأَنْفُسِكُمْ مِنْ خَيْرٍ تَجِدُوهُ عِنْدَ اللَّهِ هُوَ خَيْرًا وَأَعْظَمَ أَجْرًا وَاسْتَغْفِرُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ
ضرورت و اهمیت طرح
فهمیدن مراد آیات قرآن، بخشی از وظایف هر مسلمان و تعیین کننده نحوه تتبع و عمل به آیات است. تفسیر قرآن هم در درجه اول و حتی به عنوان غایة القصوی برای نزدیکتر شدن هرچه بیشتر به «ما اراد» خدای متعال است.
علل ضعف ترجمه به معنای افزودن بر کمیت
- قال الرّضا (علیه السلام)- فَاقْرَؤُا ما تَیَسَّرَ مِنْهُ لَکُمْ فِیهِ خُشُوعُ الْقَلْبِ وَ صَفَاءُ السِّرِّ وَ أَقِیمُوا الصَّلاهًَْ لِحُدُودِهَا الَّتِی أَوْجَبَهَا اللَّهُ عَلَیْکُمْ {2} امام رضا (علیه السلام)- فَاقْرَؤُا ما تَیَسَّرَ مِنْهُ؛ در آنچه که از خواندن قرآن بر شما میسّر است، خاشع شدن قلب و صفای باطن وجود دارد. و نماز را با تمام شرایطش که خداوند بر شما واجب کرده است، بپا دارید.
در این روایت، امام رضا علیه السلام، «ما تیسر» را کیفیت قرائت برشمرده اند و اشاره ای به کمیت و «زیاد خواندن» نشده است.
- معنای لغوی تَیسُّر: در کتاب قاموس زبان عربی، «تَيَسَّرَ» یعنی «أصبح سهلا» {3} ، تَيَسَّرَتْ أُمورُهُ : تَسَهَّلَتْ= امورش آسان شد. {4}
برای رساندن معنای کمیت، باید «تَيَسُّر» را به معنای «توانایی» بیشتر خواندن، گرفت که معنای دقیقی برای آن نیست. پس با این ترجمه، «مَا تَيَسَّرَ مِنَ الْقُرْآنِ» یعنی: آنچه از قرآن آسان شد.
- فعل «تَيَسَّرَ» فعل لازم است و اگر بدون «مِن» آمده بود، «مَا تَيَسَّرَالْقُرْآنُ» می شد؛ یعنی قرآن فاعل جمله می شد. با معنای «مطاوعه» برای باب تفعّل، از ذکر این که چه کسی آن را آسان کرد، ساکت است. باید به «ثقلین» رجوع کرد تا آسان کننده قرآن را بیابیم.
- برای «فهم قرآنی» اصطلاح «مَا تَيَسَّرَالْقُرْآنُ» با توجه به فرامیش حضرت امیر المومنین علیه السلام که فرمود: (كِتَابُ اللَّهِ)… «يَنْطِقُ بَعْضُهُ بِبَعْضٍ وَ يَشْهَدُ بَعْضُهُ عَلَى بَعْضٍ» {5} و اصل تفسیری «القران یُفسّر بعضُه بعضاً»، به قرآن رجوع می کنیم، تا ببینیم که چگونه قرآن آسان می شود.
- برای متعدی کردن باب تفعل، از باب تفعیل می توان استفاده کرد و مصدر آن «تیسیر» است. در جستجوی قرآن به این آیات می رسیم:
- وَيَسِّرْ لِي أَمْرِي {6}: موسی علیه السلام عرض کرد: خدایا! ماموریت من را آسان کن!
- فَإِنَّمَا يَسَّرْنَاهُ بِلِسَانِكَ {7} و {8}: خدای متعال به حضرت رسول اکرم ص فرمود: منحصراً، آن (قرآن) را به وسیله بیان تو آسان کردیم.
- وَلَقَدْ يَسَّرْنَا الْقُرْآنَ لِلذِّكْرِ فَهَلْ مِنْ مُدَّكِرٍ{10} و یقیناً ما قرآن را برای پند گرفتن آسان کردیم، پس آیا پند گیرنده ای وجود دارد؟ این آیه شریفه هم، تاییدی است که کیفیت مهم است، همانگونه که در روایت از امام رضا ع ذکر شد. خلاصه کلام اینکه، قرآن برای ذکر است «إِنْ هُوَ إِلَّا ذِكْرٌ لِلْعَالَمِينَ» و آن یاد خدا بودن است. پس هر چه که قرائت ما بیشتر به ما پند دهنده باشد، به هدف قرآن نزدیکتر است.
- کلمات دیگر از همین ریشه:
- مَيْسَرَةٍ: یعنی آسانی و گشایش مالی: وَإِنْ كَانَ ذُو عُسْرَةٍ فَنَظِرَةٌ إِلَى مَيْسَرَةٍ وَأَنْ تَصَدَّقُوا خَيْرٌ لَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ تَعْلَمُونَ ﴿۲۸۰﴾ و اگر (بدهكارتان) تنگدست باشد، پس تا (هنگام) گشايش، مهلتى (به او دهيد)؛ و (اگر به راستى قدرت پرداخت ندارد،) بخشيدن آن براى شما بهتر است-اگر بدانيد. (۲۸۰)
- اسْتَيْسَرَ: امکان آن فراهم شد: وَأَتِمُّوا الْحَجَّ وَالْعُمْرَةَ لِلَّهِ فَإِنْ أُحْصِرْتُمْ فَمَا اسْتَيْسَرَ مِنَ الْهَدْيِ {9}. باب استفعال «یسر»، نزدیکتر است به معنایی که غالب مترجمین محترم برای «ما تیسر» در آیه مورد بحث در نظر گرفته اند. یعنی اگر آیه به شکل «مَا استيَسَرَمن الْقُرْآن» آمده بود، می توانستیم از آیه ۱۹۶سوره مبارکه بقره به عنوان شاهد استفاده کرد اما از باب تفعل، جای دیگری در قرآن کریم نیامده است.
- از باب مجرد هم در قرآن چند نمونه داریم که همه بر «آسان شدن» دلالت دارند.
- دلیل عقلانی: از قرآنی که برای تدبر و تفکر در آیاتش، آیات بسیاری آورده است و «ذکر» است، بیشتر انتظار می رود که بر فهم آن تاکید کند تا تعداد آیات قرائت شده!
سؤال
چرا مجهول تفعیل نیامد؛ یعنی: ما یُسِّرَ من القران؟
پاسخ: لزومی ندارد. مثلا باب تفاعل برای مطاوعه است و در این آیه «إِذَا أَخَذَتِ ﭐلْأَرْضُ زُخْرُفَهَا وَﭐزَّيَّنَتْ» می توانست زُيِّنَتْ باشد، اما از مجهول باب متعدی استفاده نشده است.
نتیجهگیری
مراد از «فَاقْرَءُوا مَا تَيَسَّرَ مِنَ الْقُرْآنِ» می تواند این باشد که : اگر سخت است و باید انتخاب کنید که چه مقدار از قرآن را بخوانید، آنچه تیسیر شده است را بخوانید، چون مهمتر است و باید اهم و مهم کرد. تیسیر شدن قرآن، در تفسیر آن توسط رسول مکرم ص و اهل البیت ع است. البته، در شرایط عدم دسترسی به آنها، بر حسب اضطرار، برای نزدیکتر شدن به «ما اراد الله» به تفاسیر مفسرین رجوع می کنیم.
کتابنامه
{1} طبرى صاحب جامع البیان.
{2} تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۷، ص۱۵۰ فقه القرآن، ج۱، ص۱۲۷/ نورالثقلین
{3} المعجم الوسيط
{4} المعاني الجامع
{5} نهج البلاغة الخطبة 133
{6} سوره طه آیه 26
{7} سوره مریم آیه 97
{8} سوره الدخان آیه 58
{9} سوره القمر آیه 32 و 22 و 40
{10}سوره بقره آیه ۱۹۶
