اعتبار
• قَالَ رَسُولُ اَللَّهِ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ : حُسَيْنٌ مِنِّي وَ أَنَا مِنْ حُسَيْنٍ . أَحَبَّ اَللَّهُ مَنْ أَحَبَّ حُسَيْناً . حُسَيْنٌ سِبْطٌ مِنَ اَلْأَسْبَاطِ
از مشهورترین احادیثی است که از رسول اکرم (ص) در حق نوه گرامیشان حسین بن علی (ع)، از طریق فریقین نقل شده است و بعضی آن را با اندکی تفاوت در متن هم نقل کرده اند.
❋ نظر علمای اهل سنت در مورد صحت این حدیث شریف
• كتاب «المصنف» ابن ابي شيبه استاد بخاري مصنف ابن أبي شيبة، ج 6، ص 380
سند طبق برنامه جوامع الكلم (برنامه رجالي كه اهل سنت آن را تدوين كرده است) حسن است: الحكم علي المتن: حسن
• ترمذي: حَدِيثٌ حَسَنٌ . سنن الترمذي ج 5 ، ص 658
• حاكم نيشابوري: هذا حديث صحيح الإسناد ولم يخرجاه. المستدرك علي الصحيحين، ج 3، ص 194
• احمد كَناني: هذا إسناد حسن رجاله ثقات. مصباح الزجاجة، ج1، ص22
• ابن أبي الدنيا: إسناد حسن. البغدادي، أبو بكر عبد الله بن محمد بن عبيد ابن أبي الدنيا، العيال، ج 1، ص 51
• هيثمي: اسناده حسن . مجمع الزوائد، الهيثمي، ج 9 ص 181
• ابن حبان: صحيح ابن حبان ج 15، ص 427
• الباني:
> حسن، ابن ماجة ( 144 ) صحيح وضعيف سنن الترمذي – (ج 8 / ص 275)
> ( صحيح ) السلسلة الصحيحة – مختصرة – (ج 3 / ص 229)
دیگران هم نقل کرده اند:
مسند أحمد بن حنبل، ج4، ص172
الأدب المُفرَد، ج1، ص133
سنن ابن ماجه، ج1، ص51
المعجم الكبير، ج3، ص33
احادیث مشابه
• پیامبر اکرم (ص) درباره حضرت على ع : هُوَ مِنِّی وَ أَنَا مِنْهُ حُبُّهُ إِیمَانٌ وَ بُغْضُهُ کُفْرٌ
• حضرت صلى الله عليه و آله و سلم به اميرمؤمنان عليه السلام گفت: «لَحْمُكَ لَحْمِي، دَمُكَ دَمِى، حَرْبُكَ حَرْبِى، سِلْمُكَ سِلْمِى» و فرمود: «اللَّهُمَّ إِنَّ هَؤُلَاء أَهْلُ بَيْتِي وَخَاصَّتِي وَحَامَّتِي لَحْمُهُم لَحْمِي وَدَمُهُم دَمِي»
معنی
❖ حُسَيْنٌ مِنِّي
الف. منظور نسب و ژنتیک و شباهت ظاهری امام حسین ع با رسول اکرم ص بوده است. این نظر از ضعیفترین احتمالات است. چون:
۱. طبق نص قرآن کریم، هر آنچه رسول اکرم ص فرموده است، عین وحی است: «وَمَا يَنطِقُ عَنِ الْهَوَى-إِنْ هُوَ إِلَّا وَحْيٌ يُوحَى» پس فرمایش حضرت ص برای اعلام مقام امام حسین ع، نمی تواند یک امر شخصی و نشانه علاقه شخصی یک پدر بزرگ به نوه خود باشد. بلکه، رسول مکرم ص فقط جایی که امر خدای متعال امتثال می شود، از تایید و تمجید استفاده می کند.
۲. اگر هم این علت را کسی بخواهد در نظر بگیرد، باید علت آن را ذکر کند چون که لازم نبود که حضرت ص واضح را اعلام کنند مثلا کسی ممکن است که «تاکید» را علت آن بداند که البته باید قرینه ای آورده شود.
۳. طبق قرآن ، اهل بودن افراد با رابطه ژنتیکی کافی نیست؛ همانگونه که در مورد پسر حضرت نوح ع فرمود: «لیس “من” اهلک!»
۴. پیامبر ص برای نوه خودش جایگاه خاصی در نظر نمی گرفتند اگر آن باعث طرفداری ناحق از خانواده خودش بود. چون آن انتساب ناصواب امری به خدا می بود و مستوجب عذاب: وَلَوْ تَقَوَّلَ عَلَيْنَا بَعْضَ الْأَقَاوِيلِ ﴿۴۴﴾ لَأَخَذْنَا مِنْهُ بِالْيَمِينِ ﴿۴۵﴾ ثُمَّ لَقَطَعْنَا مِنْهُ الْوَتِينَ ﴿۴۶﴾
۵. خدای متعال، سخت ترین عذابها را برای فردی که از بستگان پیامبر ص بوده است در نظر گرفته است : تبت یدا ابی لهب و تب…
۶. شاید این یک یادآوری نسب باشد تا دیگران به مقام امام حسین ع توجه کنند. یعنی وقتی رسول اکرم ص برای همه واضح کرده اند که نوه ایشان امام و از شان و مقام خاصی برخوردار است، یادآوری آن معادل ذکر مقام ایشان است. این احتمال از آنچه تاکنون درباره ارتباط ژنتیکی ذکر شد قوی تر به نظر می آید و بیشتر به بقیه احتمالاتی که در ادامه آمده است شباهت دارد.
ب. حُسَيْنٌ مِنِّي یعنی حسین ع در راه من و از یاران من است. در قرآن کریم در ماجرای یاران طالوت، خدای متعال می فرماید: زمانی که طالوت با سپاهیان [برای جنگ با دشمن از شهر] بیرون رفت، گفت: بی تردید خدا شما را به وسیله نهر آبی آزمایش می کند؛ پس هر که [به هنگام تشنگی] از آن [سیر] بنوشد، «فمن شرب منه لیس “منّی”» یعنی از من نیست «وَمَنْ لَمْ يَطْعَمْهُ فَإِنَّهُ مِنِّي» و هر که از آن نخورد، از من است. احتمال اینکه کلام رسول الله ص با قرآن توضیح داده شود، در اکثر موارد از همه احتمالات دیگر قوی تر است. پس همانطور که حضرت طالوت به سپاه خود فرمود «مِنیّ» و منظور از یاران و در راه او بود، رسول مکرم اسلام ص هم می خواهد بفرماید که «حسین ع در راه من و از یاران من است». موید دیگر این معنا در سوره مبارکه ابراهیم ع است وقتی که او می گوید: «رَبِّ إِنَّهُنَّ أَضْلَلْنَ كَثِيرًا مِنَ النَّاسِ فَمَنْ تَبِعَنِي فَإِنَّهُ مِنِّي وَمَنْ عَصَانِي فَإِنَّكَ غَفُورٌ رَحِيمٌ» و پیروی از پیامبر را لازمه «از او بودن» یا همان «منّی» ذکر می کند.
ج. حُسَيْنٌ مِنِّي یعنی “حسینٌ نفسی”. برای این ادعا دلایل مختلفی می توان ذکر کرد:
۱. وحدت نوری در خلقت: در روایات، خلقت نوری اهل البیت ع یکی است. در حدیثی قدسی خدای متعال می فرماید: «یا مُحَمَّدُ خَلَقْتُک وَ خَلَقْتُ عَلِیاً وَ فَاطِمَةَ وَ الْحَسَنَ وَ الْحُسَینَ أَشْبَاحَ نُورٍ مِنْ نُورِی» (فرات الکوفی، 1410: 73، 74، 374.
۲. در آیه مباهله ، رسول الله ص امیرالمومنین ع را نفس خود معرفی می کند. (انفسنا و انفسکم). به همان معنایی که امیرالمومنین ع نفس رسول الله ص است، امام حسین ع نفس اوست.
۳. “مِن” زائده می تواند باشد. به توضیح بیشتر این معنا در شرح قسمت دوم حدیث مراجعه بفرمایید.
❖ أَنَا مِنْ حُسَيْنٍ :
اگرچه این جمله شبیه به جمله اول است، فهم آن بسیار دشوار به نظر می رسد! سخنی است از رسول مکرم اسلام ص در مورد نوه ایشان. چطور می توان گفت که پدر بزرگ از نوه است؟! این سخن تایید دیگری است بر اینکه جمله اول در صدد اعلام رابطه ژنتیکی نبوده است.
“الف. مِن” به معنای “مع”: یکی از معانی “مِن” در عربی “مع” و همراهی است. مثلا : حدیث «اَلْمَـرْءُ مَعَ مَنْ أَحَـبَّ» به صورت «المَرْءُ مِنْ مَنْ أَحَبَّ» (انسان همراه کسی است که دوست دارد.) هم ذکر شده است.
همانطور که علی مع الحق و الحق مع علی، حسین ع آنجاست که رسول ص است و رسول ص آنجاست که حسین ع است. «معیت» نشانه حمایت، همراهی، هم هدف بودن و تنها نگذاشتن است. شرط «معیت» در صحابه پیامبر ص به حساب آمدن هم است: لَكِنِ الرَّسُولُ وَالَّذِينَ آمَنُوا مَعَهُ جَاهَدُوا بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنْفُسِهِمْ وَأُولَئِكَ لَهُمُ الْخَيْرَاتُ وَأُولَئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ. در این آیه شریفه، کسانی که فقط حضور فیزیکی در کنار رسول الله ص داشتن اما در جهاد او را تنها گذاشتن و از انفاق کردن سرباز زدند، نه «خیرات» به آنها می رسد و نه «مُفْلِحُون» هستند.
“ب. مِن” زائده: در عربی، ممکن است “مِن” برای تاکید و زائده باشد: الَّذِي خَلَقَ سَبْعَ سَمَاوَاتٍ طِبَاقًا مَا تَرَى فِي خَلْقِ الرَّحْمَنِ مِنْ تَفَاوُتٍ فَارْجِعِ الْبَصَرَ هَلْ تَرَى مِنْ فُطُورٍ. یعنی … مَا تَرَى فِي خَلْقِ الرَّحْمَنِ تَفَاوُتٍ….
با این فرض، حدیث شریف نبوی یعنی: حسین ع همان رسول ص است و رسول همان حسین ع. این همان معنای «نفس» رسول ص است.
ج. من در راه حسین ع هستم. ممکن است کسی محذوف این جمله را کلمه «اتباع» به معنای پیروان بدانند؛ یعنی روایت این گونه بوده است: حسین من اتباعی و انا من اتباع حسین
باید توجه داشت که “انا” رسول الله است نه فقط محمد ابن عبد الله. همان گونه که عرض شد مقام شخصی برای حضرت ص مطرح نیست: وَمَا يَنطِقُ عَنِ الْهَوَى-إِنْ هُوَ إِلَّا وَحْيٌ يُوحَى. و حتی وقتی می فرماید «انا بشر مثلکم» منظور این نیست که من هم چیزی می گویم یا انجام می دهم مثل اشخاص دیگر بلکه یعنی : با وجود داشتن وجود مادی مثل شما ، من کاری جزء پیامبر بودن ندارم و مثل شما مسائل شخصی تغییری در انجام رسالتم نمی دهد. و این دلیلی دیگر بر اینکه منظور رابطه ژنتیکی نیست.
د. بقاء الاسلام بالحسین ع: بعضی از علماء این توضیح را برای جمله «و انا من حسین» ذکر فرموده اند. منقول از علامه محمدباقر مجلسی (ره) است که فرمود: إِنَّ الإِسْلَامَ بَدْؤُهُ مُحَمَّدِيٌّ وَبَقَاءُهُ حُسَيْنِيٌّ (اسلام در آغاز، محمدی است و بقای آن، حسینی است). پس «و انا من حسین» یعنی که اگر «حسین ع» نبود، نام رسول الله ص در دنیا نمی ماند و یا اسلام واقعی وجود نداشت. پس محذوف را «بقاء» گرفته اند.
این بقاء هم به جهت وجود خود امام حسین ع است و به جهت وجود اهل البیت ع از نسل امام حسین ع مخصوصا وجود با برکت امام مهدی عجل.
به عبارت دیگر، حسين منى و انا من حسين يعنى: من براى شكستن جاهليت اولى قيام نمودم ولى حسين(ع) جاهليت دوم را در هم مىكوبد. در جاهليت اولى، مسئله بت پرستى، شرك و كفر، اعمال ضد انسانى، فسادهاى اخلاقى مانند زنا، قمار، شرابخوارى و… مطرح بود و در جاهلیت های بعدی ممکن است همین موارد یا مسائل دیگری مطرح باشند.
ه. محبت او اجر رسالت من است: او از من ایمانش را گرفته و من أجرم را از او. قرآن می فرماید که اجر رسول اکرم ص در داشتن مودت برای اهل البیت ع است: قُلْ لَا أَسْأَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْرًا إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبَى. یعنی محذوف جمله دوم «اجر» و«مودة» است و باید گفت: «و أجري من المودة للحسین».
نتایج حسين مني و أنا من حسين
۱. زیرکی آیات و روایات در اثبات حق در عین مصون ماندن از تحریف: شاید یکی از علل این که هنوز هم روایاتی این چنین و با مضمونی عمیق بدست ما رسیده است و دلیلی دیگر بر اثبات حقانیت اعتقاد شیعه هستند، این است که رُوات و کتب مخالفین شیعه از درک عمق کلام شریف نبوی عاجز بودند.
۲. این حدیث نشانه ای از کمال اتحاد روحی و اتصال معنوی و پیوند قلبی بین رسول الله ص و امام حسین (ع) است. این اتحاد، فهم معانی دیگری چون «نَفسِ رسول الله» بودن امیرالمومنین ع را آسانتر می کند.
۳. اگر وجود رسول اکرم ص برکتی برای مردم برای جلوگیری از عذاب است؛ همانگونه که قرآن می فرماید: وَمَا كَانَ اللَّهُ لِيُعَذِّبَهُمْ وَأَنْتَ فِيهِمْ وَمَا كَانَ اللَّهُ مُعَذِّبَهُمْ وَهُمْ يَسْتَغْفِرُونَ؛ وجود مبارک امام حسین ع هم از عذاب جلوگیری می کند و می توان گفت: وَمَا كَانَ اللَّهُ لِيُعَذِّبَهُمْ وَحسین فِيهِم.
۴. از مقامات دیگر امام حسین علیه السلام که از برکات وجود حضرت رسول صلی الله علیه و آله و سلم است و امام علیه السلام به آن درجه رسیده، مقام عبودیت است. پس وقتی قرآن در مقام تحدی از بقیه میخواهد که اگر کسی شکی در آن چه که حضرت رسول صلی الله علیه و آله میفرمایند دارد پس مانند آن را بیاورد: وَإِنْ كُنْتُمْ فِي رَيْبٍ مِمَّا نَزَّلْنَا عَلَى عَبْدِنَا فَأْتُوا بِسُورَةٍ مِنْ مِثْلِهِ. میتوان گفت که اگر کسی در کلام امام حسین علیه السلام شکی دارد پس مانند آن را بیاورد چون کلام حضرات معصومین علیهم السلام متصل به وحی و شکی و خللی در آنها نیست. این مقام عبودیت در کلام اهل بیت علیهم السلام علوم میشود همانطور که در دعای عرفه فرمود: وَأَنَا أَشْهَدُ يَا إِلٰهِى بِحَقِيقَةِ إِيمانِى . تمام وجود امام ع به توحید شهادت می دهد: يَا إِلٰهِى أَشْهَدُ بِجَُهْدِى وَجِدِّى وَمَبْلَغِ طاعَتِى وَوُسْعِى، وَأَقُولُ مُؤْمِناً مُوقِناً.
۵. نکته دیگر در مورد اتحاد کمالات روحی حضرت رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم و امام حسین علیه السلام اسوه بودن آن حضرات است. همانطور که قرآن میفرماید: لَقَدْ كانَ لَكُمْ في رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ لِمَنْ كانَ يَرْجُوا اللَّهَ وَ الْيَوْمَ الْآخِرَ. پس : لَقَدْ كانَ لَكُمْ في حسین ابن علی أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ
۶. ناجی بودن امام معصوم علیه السلام هم در راستای اتحاد کمالات آن حضرات با رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم است قرآن میفرماید: يا أَيُّهَا النَّبِيُّ إِنَّا أَرْسَلْناكَ شاهِداً وَ مُبَشِّراً وَ نَذيراً ، وَ داعِياً إِلَى اللَّهِ بِإِذْنِهِ وَ سِراجاً مُنيراً. و امام حسین علیه السلام نه تنها هادی امت هستند و چون رسول اکرم صلی الله علیه و آله چراغی تابان در راه هدایت و عامل نجات امت هستند، بلکه کشتی نجات حسین علیه السلام از بقیه کشتیهای نجات وسیعتر و سریعتر است. از امام صادق(ع) سؤال شد: یابن رسولالله مگر همهی اهل بیت(ع) کشتی نجات نیستند، چرا میگویند: «انالحسین مصباح الهدی و سفینة النجاة» حسین(ع) چراغ هدایت و کشتی نجات است. امام صادق(ع) فرمودند: «کلنا سفن النجاة ولکن سفینة جدی الحسین أوسع وفی لجج البحار أسرع» همهی ما اهل بیت کشتیهای نجاتیم، ولی کشتی جدّم حسین علیه السلام وسیعتر و در عبور از امواج سهمگین دریاها سریعتر است.
۷. همه ما میدانیم که صلوات صحیح اهل بیت پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم را شامل میشود و در پاسخ به آیه شریفه که میفرماید: «إِنَّ اللَّهَ وَ مَلائِكَتَهُ يُصَلُّونَ عَلَى النَّبِيِّ يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا صَلُّوا عَلَيْهِ وَ سَلِّمُوا تَسْليماً. مومن واقعی انجام اجرای اوامر الهی را از خود رسول اکرم ص یاد میگیرد. فرمود که صلوات بدون ذکر «آل» آن حضرت ص، ناقص و ابتر است.
لاتُصَلُّوا عَلَیَّ صَلاةَ البَتْراءِ، قالُوا: وَ ما الصَّلاةُ البَتراءُ يا رسولَ اللهِ؟ قالَ صَلَّي اللهُ عليهِ و آله: لاتَقُولُوا “اللّهُمَّ صَلِّ عَلي مُحمَّدٍ” وَ تُمسِكُونَ، بَلْ قُولوا: “صَلِّ عَلي مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ”.
این روایت تاییدی بر سعه ی روایت حسین منی و انا من حسین است.
۸. آنهایی که بر علیه اهل البیت ع شمشیر کشیدند، با آنها جنگیدند، آنها را شهید کردند و هر گونه آزاری به آنها رساندند، در حقیقت رسول الله را آزردند، او را شکنجه دادند، سر او را از تن جدا کردند. در تایید آن، حضرت ص فرمود: اللَّهُمَّ إِنَّ هَؤُلَاء أَهْلُ بَيْتِي وَخَاصَّتِي وَحَامَّتِي لَحْمُهُم لَحْمِي وَدَمُهُم دَمِي.
